الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
486
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
بيده الى حنجرته - و عند الصراط ، و عند الحوض » اگر در گفتهات راست بگوئى مرا در سه جا خواهى ديد : هنگامى كه جان به گلوگاهت رسيده ، و در صراط ، و كنار حوض كوثر . اصبغ ابن نباته مىگويد : من در خدمت امير مؤمنان ( ع ) بودم كه حارث همدانى با چند نفر از شيعيان وارد شد . او در نزد امير مؤمنان ( ع ) مقام و منزلتى خاص داشت ، حارث بيمار بود امام ( ع ) پرسيد حالت چطور است ؟ پاسخ داد : روزگار مرا پير ساخته ، و اختلاف ياران تو ، در جلوى درب منزل بر ناراحتيم افزوده است . امام پرسيد : اختلافشان در چه چيز بود ؟ پاسخ داد : در بارهء تو و سه نفرى كه پيش از تو زمامدار خلافت بودند ، عدهاى غلو مىكردند ، عدهاى تفريط ، عدهاى حد وسط و ميانهرو و گروهى در ترديد باقى مانده بودند . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : همين ( ناراحت بودن ) تو را كفايت مىكند و بدان كه بهترين شيعيان من گروه حد وسط هستند ، غاليان بايد به سوى آنان باز گردند و عقب ماندگان به آنان برسند . . . سپس فرمود : اى حارث تو را بشارت دهم كه ، هنگام ، مرگ در كنار صراط و كنار حوض كوثر و بهنگام تقسيم ، مرا خواهى ديد و خواهى شناخت حارث پرسيد : منظور از تقسيم چيست ؟ فرمود : منظور اين است كه من جهنم را تقسيم مىكنم ، به آتش مىگويم اين دوست من است رهايش كن ، و اين دشمن من است او را بگير ! سپس دست حارث را گرفت و فرمود همين گونه پيامبر دست مرا گرفت ، من در آن موقع از حسادت قريش و منافقان به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شكايت برده بودم فرمود . در قيامت من به حبل و ريسمان الهى چنگ زدهام ، و تو دامن مرا گرفتهاى و ذريهء تو دامن تو را و شيعيان شما به دامن شما چنك زدهاند ( خيال